سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
476
تاريخ ايران ( فارسى )
كابل وارد شد . اين شخص از ايران از راه قندهار مسافرت نموده بود و در شهر قندهار كوهندل خان را كه به برادرش راه خيانت و بىحقوقى را ميپيمود اغوا نموده بود كه قول دهد كه با ايرانيان در حملهء بر ضد هرات همكارى كند . دوست محمد خان توجهى به اين شخص روسى ننمود و حاضر شد قوائى به يارى يار محمد خان وزير كامران ميرزا حكمران واقعى هرات بفرستد و در عوض او قيد كرد كه دولت هندوستان او را باميرى كابل برسميت بشناسد و براى نگاهدارى نيرو و سپاه به او كمك مالى نمايد . برنز كه بطور مساعدى مجذوب اين امير افغانى شده بود دانست كه تقويت اين شخص يك مشى صحيح و عاقلانهايست لذا از تقاضاهاى او مبنى بر دادن كمك مالى و برسميت شناختن او هردو حمايت و پشتيبانى نمود ، اما راجع به مسئله پيشاور برنز صلاح دانست كه با رانجيت سنگه قرار بگذارد كه دوست محمد آن شهر را در تصرف نگاهداشته و مانند برادرش خراجى به لاهور بفرستد . اما لرداو كلند با اين شروط معقول و عادلانه مخالفت نموده و تقاضا كرد كه دوست محمد كاپيتان ويتكاويچ را بيرون كرده و ادعاهاى خود را نسبت به نواحى و ايالاتى كه رانجيت سنگه فتح كرده - است پس بگيرد . در تمام اين مدت فرمانفرما كلية نتوانست موقعيت خطير را درك كند و او برنز را براى اينكه به كوهندل خان قول داده بود در صورت حملهء ايرانيان كمك نمايد ملامت نمود . سلاطين شرقى به مسئلهء تحفه و هدايا خيلى اهميت ميدهند و اين نهفقط براى ارزش و قيمت آنهاست بلكه بيشتر از اين جهت است كه آن مقام گيرنده را در مقابل چشم درباريانش ميافزايد . در اين مورد اين ميسيون هداياى ناچيز و ناقابلى همراه داشت كه بهيچوجه با پيشكشىهاى باشكوهى كه الفينستون به شاه شجاع داده بود قابل مقايسه نبود . در آخر برنز با آنكه هيچ خطائى مرتكب نشده بود مأموريتش عقيم و بىنتيجه ماند . كى « 1 » انصافا تقصيراتى را كه بالاخره به گردن برنز انداخته و او را مسئول عدم موفقيت ميسيون دانسته بودند رد مينمايد . در يك رومانى كه براى كشف كارهاى بزرگ
--> ( 1 ) - Kaye